گفتگویی با "عبدالحمیدضیایی" در برنامه "دور میز شب" آذر ماه 1389


عاشوار بزرگترین حماسه تراژیک تاریخ است . که می توان اینجا به نکته ای اشاره کرد؛به طور مثال هند کشوری آلوده و شلوغ است .اما در صنعت فیلم سازی این کشور به شکلی عمل شده که وقتی یک فیلم هندی می بینیم هر کسی در هر جای جهان آروز می کند که ای کاش یک بار از نزدیک دیداری با هند داشته باشد. در واقع از هیچ حماسه ساخته اند.

 ما با بزرگترین حماسه تراژیک تاریخ (عاشورا) مواجه هستیم امامتاسفانه نوع برخورد ما با آن جوری بوده ،که از آن مفهومی ساختیم که خیلی نتوانسته نه به درد دنیای ما بخورد نه به درد آخرت و این در آسیب شناسی شعر عاشورایی باید منظور شود.

ما بحث خود را با کرامت انسانی آغاز می کنیم .یکی از اهدافی که در واقع دین به خاطر آن آمده و قضیه عاشورا نیز برای آن اتفاق افتاد، حفظ کرامت انسانی است؛ اما در بحث ادبیات عاشورا  بسیاری از مداحی ها و بخشی از شعرهای عاشورایی این مساله رعایت نمی شود مثالهای زیادی است که ما به چند نمونه اشاره می کنیم.

در تعزیه ها و مداحی ها گفته می شود که "من سگ کوی زینبم " در حالی که همه هدف ائمه این بود که انسان به این سمت و سو کشیده نشود و شان و کرامت انسانی حفظ شود.یا جمعی به نام "دیوانگان حسین"که بعضی از آنها را زبان حال می گذاریم یعنی عده ای از روی علاقه و ارادتی که دارند اینگونه می گویند اما یک نکته مهمی است که بین زبان" حال" و زبان" قال" باید نسبتی وجود داشته باشد .ما وقتی می خواهیم اظهار ارادت کنیم باید شان مراد را هم در نظر بگیریم، وبنگریم که او از ما چه تلقی و تقاضایی دارد .ائمه هیچ وقت از ما نخواستند که دیوانه ی آنها باشیم و یا "مجنون الحسین" باشیم اینها از ما کرامت انسانی می خواستند که یکی از آسیب های جدی است.

نقدی هم بر شعر محتشم کاشانی با رعایت مراتب احترامی که ایشان دارند و ارزش ادبی و معنوی بلندی که شاهکار ایشان دارد مطرح است . این می باشد که محتشم به ائمه نگاهی ضعیف دارد یعنی در واقع از موضعی ضعیف به آنها نگاه کرده علاوه بر آن ما گفتیم از طرف بعضی از مداحان کرامت انسانی رعایت نشده که از طرف برخی شاعران نیز همین قضیه اتفاق افتاده است.

در شعر محتشم ما می بینیم که ائمه یک انسانهای ذلیل و ضعیفی در بعضی جاها تلقی شده اند و کسانی که درواقع انگار چرخ به اینها ستم کرده است و فلک عامل اصلی ظلم و ستم تلقی شده بدون اینکه دشمن در نظر گرفته شود.

به طور مثال:

ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای

وزکین چه ها در این ستم آباد کرده ای

بر طعنت این بس است که بر عترت رسول

بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای

تا چرخ سفله بود خطایی چونین نکرد

برهیچ آفریده نیز جفایی چونین نکرد

که یک نگاه ضعف انگارانه است نسبت به ائمه و همین باز در تعزیه ی وهب نیز کشیده شده است.

فلک چه خاک فشاندی تو بر سر زینب

هنوز خشک نشده دیده ی تر زینب

رسیده وقت که گردید خوار و زار و یتیم

شوید مضطر و محزون زجور چرخ لئیم

این ادبیات خوبی نیست در برابر کسیکه که عقیله بنی هاشم است که خطبه ای از او در کوفه و شام لرزه بر پایه های قدرت می اندازد و به یزید می گوید که اگر روزگار من را مجبور نمی کرد با تو مخاطبه نمی کردم آنوقت اینچنین زن را به شکل ذلیل و زبون و ضعیف نشان می دهیم در مورد امام سجاد هم اینگونه است.

با این ادبیات چطور می خواهیم از این افراد الگو بسازیم برای انسان مدرن.

نباید اشک ریختن برای عاشورا اینچنین باشد و با این عنوان که هدف وسیله را توجیه می کند؛هر عاشوار مسابقه ای باشد برای گرفتن اشک و خلق معجزات تازه و کارهای خارق العاده من بیتی را خدمت شما می گویم که خطاب به امام حسین است شاعری می گوید:

بس که ببستند به تو برگ و ساز

گر تو ببینی نشناسیش باز

به قول علامه محمد رضا حکیمی"این عاشورا را عاشورایی دیگر باید"یعنی برای پالایش تحریفات این عاشورا نیاز به عاشورایی دیگر است.

من فکر می کنم که عاشورا یک تراژدی بزرگ است اما چیزی که باعث ماندگاری عاشورا شده بُعد تراژیک آن نیست ما هم سنگر عاشورا کم نداشتیم از لحاظ ظاهری کشتارهایی که اتفاق افتاده بُعد مظلومیت حوادث زیاد بوده اند چیزی که باعث ماندگاری عاشورا شده است کشتار ظاهری نیست حتی تشنگی حسین هم مفهوم تشنگی ظاهری نیست و بدبختانه ما دچار این مساله شده ایم که به جای اینکه در مسائل حسین اندیشه کنیم فقط بر مصائب او گریه کردیم که ارزشمند است ولی اکتفا به آن نادرست است و به جای اینکه بر زخمهای روحش گریه کنیم فقط به زخمهای جسمش اشاره کرده ایم.

می گویند در ظهر عاشورا هر چه امام به گودال قتلگاه نزدیکتر می شد صورتش برافروخته تر می گشت.این نگاه به مرگ نگاهی ذلت بار نیست بلکه او مرگ را عین وصال می دانست و براین بود که در زمان وصال باید طرب کرد و شادی؛برافروختگی چهره ی ایشان همین قصه است.

اگر بخواهیم الگویی و اسوه ایی برای خودمان بسازیم باید بُعد" حماسی عاشورا" را پررنگ تر کنیم.

در روزگار ما در بحث شعرهایی که باید آسیب شناسی شوند دو جریان وجود دارد که هردو دچار انحراف هستند.بخصوص در حوزه ی مداحی هایی که در حال حاضر است.

یک بحث رو آوردن به موسیقی ها و ریتم های جدید است که به خودی خود ممکن است ایراد محسوب نشود اما هر دو معقوله یعنی هم موسیقی و هم عاشورا دچار مشکل می شوند ، و مصیبت اینجاست که در هر دو مورد به قسمتهای ضعیف آن اشاره می شود.

به طور مثال:

هر کی می خواد هر چی بگه من سگ کوی زینبم

بهشت جاودان زتو کران و بی کران زتو سلطنت جهان زتو من سگ کوی زینبم

و جریان دیگه که چسبیده به قد و بالا وخط وخال ائمه ،که طوری توصیف می کنند ،انگار دقیقا

معصومین را دیده اند.

به طور مثال:کار چشاش دلبریه قدو بالای قشنگش عجب محشریه سیاه چشمات جزیره ی دله هر کس از نسله توئه چه خوشگله

 وما حس می کنیم با یک ترانه سخیف لس آنجلسی روبرو هستیم.

یا مثال دیگرکه در ضعف ائمه می خوانند ؛ گوسفند و که سر می برند ،می بَرَند و آبش دهند مگر من از گوسفندی کمترم

این بزرگترین توهین به امام حسین است کسیکه تشنگی او به مفهوم تشنگی باطنی است و فریاد حقیقت طلبی دارد که در تمام تاریخ جاری است.

یا برخی دیگر کارشان به خواب دیدنها رسیده و می گویند به ما در خواب الهام شده؛خواب که حجیت ندارد حتی ملاصدرا در باب مکاشفه می گوید :"مکاشفه هم حجیت ندارد" .

نکته ی دیگرنگاهی است که به دشمنان می شود ،و با الفاظ توهین آمیز با آنها صحبت می کنند برای مثال: در تعزیه ای می گویند:"به ابن سعد بگویید ای ز سگ کمتر طلب نموده تو را نور چشم پیغمبر" مسلما ادبیات ائمه اینگونه نبوده و دشمنان را طوری نشان می دهند که گویی ائمه با انسانهای ابله و کودنی روبرو بوده اند در صورتی که ادمهای بسیار زیرکی بودند.

من شنیدم که مداحی می گفت امام حسین سیصد هزار نفر را کشت و جمعیت دشمن یک میلیون و دویست هزار نفر بود و این امکان ندارد در یک روز حتی اگر شمشیر بی خطا و بی وقفه سر بزند این تعداد کشته شوند.

به طور اجمالی بگویم ائمه برای کرامت انسانی قیام کرده اند بخصوص امام حسین(ع) ما به جای دیوانگان حسین به عاقلان نیاز داریم اگر چند نفر عاقل در کربلا بودند امام حسین کشته نمی شد.

نکته دیگر اینکه مداحان این تفکر گرایی و شفاعت گرایی افراطی را تبلیغ نکنند که میزان عمل در قیامت برداشته می شود و هرکس برحسین گریه کند حتما بخشیده می شود و این کاملا نادرست است نه عقل این را تایید می کند و نه نقل ما.و از طرفی دیگر بعضی مداحان تلاش می کنند فضیلت برای ائمه بتراشند به قول دکتر شریعتی"این چه فضیلت تراشی است که فضیلتها را می تراشد و دور می ریزد.

حرف آخر این است ضمن احترام به مداحانی که واقعا عاشقانه می خوانند و رعایت می کنند اما روی سخنم به آن دسته مداحانی است که رعایت نمی کنند همین کلام امام حسین(ع) "اگر دین ندارید آزاده باشید"