از کتاب لیلی های لیبرال 


می رسد با هلهله ،از راه، فروردین

تا کند اسفند و دی را سبز و عطر آگین


تا شود غرقِ شکوفه، شاخساران،باد

می وزد در باغ؛بازیگوش و پاورچین


می دهد تنبور دستِ تاک هایِ پیر

زلف افشان،صوفیِ رقصانِ رنگ آیین


بوسه باران می شودهر پنجره هر صبح

یعنی ای شوقِ تماشا،چشمی! اینک این...


...عید ِنو!بی حرفِ نو، از جاده می آیی

عید؟نه!بهتر بگویم؛"شادیِ غمگین"


بگذر و بگذارمان؛با زخمِ بی بهبود

بگذر و بگذارمان با رنجِ بی تسکین


باز گرد ای عیدِنو!از باغِ نو میدان

هر که مان نفرین کند،با او بگو:آمین...